چطور تفکر طراحی رو به تیمتون معرفی کنید
- سپهر یونسی
- 6 دقیقه
- ۴ آذر ۱۴۰۴
- تفکر طراحی
معرفی تفکر طراحی به یک تیم، یک مسیر تدریجی و ظریفه؛ نه یک راهحل فوری. هرچقدر سازمانها بیشتر به ارزش این رویکرد پی میبرن، چالش اصلی اینه که چطور اون رو بهصورت درست و مؤثر وارد محیط کاری جدید کنن. تفکر طراحی فقط اضافه کردن چند ابزار یا فرآیند تازه نیست؛ بیشتر دربارهی تغییر ذهنیت و شکل همکاری تیمه.
این تغییر زمان میبره، چون اعضای تیم باید علاوهبر شناخت اصول تفکر طراحی، یاد بگیرن چطور اونها رو تو کارهای روزمرهشون اجرا کنن. این یک روند تدریجیه؛ تجربه کردن و یادگرفتن، نه یک تغییر ناگهانی که بشه یک شبه اجراش کرد.
تفکر طراحی رو مرحلهبهمرحله معرفی کنین
معرفی تفکر طراحی به تیمتون یک پروسهی تدریجیه، نه یک تغییر یهویی. این داستان بیشتر دربارهی پرورش یک ذهنیته تا اینکه صرفاً بخوایم یه روش جدید معرفی کنیم. پس قدمها رو شکسته و مرحلهبهمرحله پیش برین:
آموزش: اول از همه تیم رو با ۵ مرحلهی تفکر طراحی آشنا کنین و اهمیت هر مرحله رو توضیح بدین.
تمرین: بعدش از آزمایشهای کوچک شروع کنین؛ مثل جمعآوری داده، تست سریع و تکرارهای کوتاه. این مدل تمرینها باعث میشه مهارتها جا بیفته و ذهنیت طراحیمحور شکل بگیره. میتونین جلسات منظم برای این تمرینها تعیین کنین تا تبدیل به بخشی از روتین تیم بشن. بهتره از یک پروژه مشخص یا یک بخش کوچیک شروع کنین و بهمرور که تیم حرفهایتر شد، دایرهی کار رو گسترش بدین.
فراموش نکنین جا انداختن تفکر طراحی تو فرهنگ شرکت زمان و تلاش مستمر لازم داره. اینطوری یک پایه محکم میسازین و بعد گستردهترش میکنین تا مطمئن بشین تیم فقط مفهوم رو نمیفهمه، بلکه میتونه واقعاً تو کارهای روزانه ازش استفاده کنه.
معرفی مفهوم فرآیند غیرخطی
تفکر طراحی یک فرآیند منعطف و غیرخطیه. برخلاف روشهای سنتی، پنج مرحلهی همدلی، تعریف مسئله، ایدهپردازی، نمونهسازی و تست لزوماً پشتسرهم اجرا نمیشن. میتونن همزمان یا در هر ترتیبی که پروژه لازم داره انجام بشن.
تو مراحل اولیه، لازم نیست برای هر مسئله کل فرآیند رو از اول تا آخر اجرا کنین. بسته به چالش، روش رو تطبیق بدین. ممکنه تست کردن در ابتدا ایدههای جدید ایجاد کنه یا اینکه ایدهپردازی قبل از تعریف کامل مسئله جواب بده.
اصل داستان اینه که از تفکر طراحی طوری استفاده کنین که برای موقعیت شما بیشترین بازده رو داشته باشه. این انعطاف باعث میشه خلاقیت بیشتر بشه و تیم فرصت پیدا کنه مسئله رو از زاویههای مختلف بررسی کنه.
افراد رو از دپارتمانهای مختلف وارد کار کنین
تفکر طراحی با یک رویکرد چندرشتهای بهترین عملکرد رو داره. وقتی افراد از بخشهای مختلف مثل مارکتینگ، مهندسی، پشتیبانی مشتری و سایر تیمهای مرتبط کنار هم جمع میشن، خروجی کار خیلی خلاقانهتر و دقیقتر میشه.
این تنوع فقط برای جمعکردن نظرهای مختلف نیست؛ بلکه کمک میکنه دیدگاهها و تخصصهای متفاوت کنار هم قرار بگیرن و یک حل مسئلهی واقعی اتفاق بیفته. هر نفر با تجربه و دانش خودش وارد میشه و نتیجهی نهایی کاملتر و کاربردیتر میشه. با این مدل تیمسازی، به یک مجموعه گسترده از ایدهها و روشها دسترسی دارین که برای موفقیت تفکر طراحی ضروریه.
همکاری تیمی رو تقویت کنین
اجرای تفکر طراحی فقط فهم مفاهیمش نیست؛ بیشتر دربارهی ساختن یک فضای همکاریه. یکی از مهمترین ابزارها تو این مسیر، آیسبریکرها هستن، مخصوصاً وقتی تیم جدید تشکیل شده یا پروژه تازه شروع شده. این فعالیتها فقط سرگرمی نیستن؛ به شکستن یخ، ایجاد ارتباط و ساخت فضای امن برای خلاقیت کمک میکنن.
برای تقویت همکاری میتونین از این نکات استفاده کنین:
- آیسبریکرهای هدفمند: برای تیمهای تازه، تمرینهایی انتخاب کنین که ارتباط و اعتماد بسازه. برای پروژههای جدید، تمرینهایی بذارین که ذهن رو برای خلاقیت گرم کنه.
- چکاینهای منظم: جلسات کوتاه منظم بذارین تا همه مطمئن شن شنیده میشن و اهداف یکیه.
- ارتباط شفاف: فضایی ایجاد کنین که بازخورد دادن طبیعی و مفید باشه، نه استرسزا.
معیارهای موفقیت رو مشخص کنین
وقتی تفکر طراحی رو وارد تیم میکنین، تعیین اینکه چطور موفقیتش رو اندازه میگیرین خیلی مهمه. این مرحله معمولاً نادیده گرفته میشه اما برای پیگیری پیشرفت و نشاندادن ارزش کار ضروریه. قبل از شروع، معیارهای واضحی مشخص کنین.
چند نمونه:
- تعداد پروژههایی که اصول تفکر طراحی رو توشون اعمال کردین. این عدد کمک میکنه بفهمین این رویکرد چقدر در حال جا افتادنه.
- ارزیابی تأثیر کیفی روی تیم: از طریق نظرسنجی، حس و نظر کارمندان رو دربارهی رضایت، خلاقیت و روند کاری بررسی کنین.
این معیارها باعث میشن پیشرفت رو دقیقتر بررسی کنین، استراتژیها رو اصلاح کنین و روند ادغام تفکر طراحی رو تو تیم مدام بهتر کنین.
خلاقیت تیم رو تقویت کنین
معرفی تفکر طراحی فقط فرآیند نیست؛ باید جرقهی خلاقیت رو هم روشن کنه. برای این کار میتونین از این فعالیتها استفاده کنین:
- ساختن یک داستان مشترک: کل تیم باهم یک داستان بسازن و هر نفر یک بخش به داستان اضافه کنه. این تمرین تخیل رو روشن میکنه و باعث میشه هرکس دیدگاه خودش رو وارد جریان داستان کنه.
- تلفن تصویری (Visual Telephone): یک نفر از روی یک توضیح، تصویر میکشه. نفر بعدی از روی تصویر، توضیح مینویسه. این چرخه ادامه پیدا میکنه. این تمرین نشون میده چطور ایدهها تغییر میکنن و چرا ارتباط شفاف مهمه.
این تمرینها فقط سرگرمی نیستن؛ باعث میشن تیم ریلکس بشه و جریان آزاد ایدهها شکل بگیره.
از خروجیهای ملموس استفاده کنین
تو تفکر طراحی، ساخت خروجیهای ملموس مثل empathy map، journey map، استوریبورد یا وایرفریم اهمیت زیادی داره. دلیلش اینه:
- تصویریسازی: این خروجیها ایدههای پیچیده رو قابلفهم و دیدنی میکنن و جلوی سوءتفاهم رو میگیرن.
- مرجع مشترک: این artifacts تبدیل به یک زبان مشترک میشن و کمک میکنن همه برداشت یکسانی داشته باشن.
- انسجام تیم: ساختن این خروجیها یک کار گروهیه و باعث میشه تیم حس پیروزی مشترک داشته باشه و همبستگی بیشتری شکل بگیره.
این خروجیها به وضوح، هماهنگی و همکاری کمک زیادی میکنن.
یک زبان مشترک بسازین
وقتی افراد از دپارتمانهای مختلف وارد فرآیند میشن، طبیعیه که برداشت متفاوتی از مفاهیم داشته باشن. این تفاوتها میتونه باعث اختلال تو ارتباط بشه. تفکر طراحی از همان ابتدا با تمرینهای مشترک این مشکل رو حل میکنه.
با همکاری در مراحل مختلف تفکر طراحی، کمکم یک واژگان مشترک بین اعضای تیم شکل میگیره. مثلاً ممکنه در جلسه ایدهپردازی اصطلاحی مثل «سفر الکس» بهوجود بیاد که اشاره داره به مسیر یک کاربر مشخص. از اون به بعد «سفر الکس» تبدیل میشه به یک عبارت مشترک که همه با شنیدنش یک چیز مشخص رو تصور میکنن.

دیدگاهتان را بنویسید